www.2-hamdam-fh.blogfa.com
نمی دانم چرا رفتی ...نمیدانم چرا؟؟
سلام به همه دوستان. خوش اومدین.امروز۴ آذر تولدمه اما سرما خوردم حسابی.تولدم خراب شد. همه دسست دست دست...با آهنگ درخواستی همه بیان وسط ...اا خجالت نکش دیگه...بیا وسط... حالا بالا بالا ۶ و ۸ تیاش بیان وسط سریع اگه اینو دوس نداری بریم تو فاز بندری حالا همگی بیان وسطه وسط ببینم جسد مسد پسرا رو بکنین قفل درارو بیارش اون دختر خالتو جا نذار گوشوارتو جا بذاری می رم و می کنم گوشای دوستای.......... اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ کیک و آوردن.شرمنده آهنگ قطع شد.حالا همه برقا خاموششش.همه بشینین سرجاتون. ااا آقا پسر با شمام.بگیر بشین دیگه. هیسسس هیسس.دارم صحبت می کنم. حالا با آهنگ تولد همه با هم بخونین : تولد تولد تولدت مبارک مبارک مبارک تولدت مبارک بیا شمعارو فوت کن تا صد سال زنده باشی بیا شمعارو فوت کن تا صد سال زنده باشی حالا یه کیک خیالی بخورین.( باید قدرت تصورتون بالا باشه وگرنه نمی تونین کیک بخورین). الان می خوام دعا کنم وااااااااااا ی چه خوش مزس.تا حالا کیک به این خوشمزگی نخورده بودم حالا بریم سراغ کادووووووووو.واای من عاشق کادو ام.خیلی ذوق دارم.وااایی. آآآ پس کادو ها کجاس؟؟؟ تو نظرااا؟؟ باشه بریم باز کنیم ببینیم چیه میدونم به همتون خیلی خوش گذشت. این جمله ی منه...دوستون دارم خیلی زیاد...به چشماتونم خیلی میاد قربون شما....فروزان دیدگان تو در قاب اندوه سرد و خاموش خفته بودند زود تر از تو ناگفته ها را با زبان نگه گفته بودند از من و هرچه در من نهان بود می رمیدی می رهیدی یادم آمد که روزی در این راه ناشکیبا مرا در پی خویش می کشیدی می کشیدی آخرین بار آخرین بار آخرین لحظه تلخ دیدار سربسر پوچ دیدم جهان را باد نالید و من گوش کردم خش خش برگهای خزان را باز خواندی باز راندی باز بر تخت عاجم نشاندی. باز در کام موجم کشاندی گر چه در پرنیان غمی شوم سالها در دلم زیستی تو آه، هرگز ندانستم از عشق چیستی تو کیستی تو سلام ای بی وفا ، ای بی ترحم خیال کردی همیشه زیر پاتم ؟ اولا خوب بودی با من ولی حالا بد شدی ببینم رفتی کجا، بد شدنو بلد شدی؟ اولا چشمه بودی زلال و مهربون و پاک جلوی عاشقیمون اما حالا یه سد شدی بیا کارنامتو از دست نگاه من بگیر نه بذار قبلش خودم بهت بگم، که رد شدی... دنگ...،دنگ... ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که این دم گذراست می شود نقش به دیوار رگ هستی من. لحظه ام پر شده از لذت یا به زنگار غمی آلودست. لیک چون باید این دم گذرد، پس اگر می گریم گریه ام بی ثمر است. و اگر می خندم، خنده ام بیهود است. ... .. . (سهراب سپهری) آن شب... یک شب پر ستاره بود... یک شب زیبای بهاری بود... یک شب آرام و مهتابی بود... یک شب با هوای مطبوع دل انگیز بهاری بود... یک شب کامل بود... یک شب کامل که او هم بود... اشتباه هم بود... او تنها عاشق من نبود... آری آغاز دوست داشتن است گرچه پایان راه ناپیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست (تورا دوست میدارمِ به.............فکر نخواهم کرد) forouzan دلم خیلی واست تنگ شده دلم واسه یه تک نگاهت یه ذره شده خیلی سخته کسی رو با تمام وجود دوست داشته باشی و اون هیچ احساسی به تو نداشته باشه خیلی سخته که تمام پول تو جیی هات رو واسه روز تولدش جمع کنی و براش هدیه بخری اما اون پیشت نباشه تا کادوتو بهش بدی چقدر سخته وقتی آرزو میکردی دستاش رو توی دستات لمس کنی حالا ببینی توی دست دو تا غریبه آروم گرفتن چقدر سخته که بینی چشات تا همیشه در آرزوی وصال به چشماش منتظر می مونه و از همه سخت تر اینه که از زیبا ترین صدای زندگیت زشت ترین کلمه ی دنیا رو بشنوی:جدایی!!!! وای خدا با این همه بی معرفتی بازم زندم چرا نمیدونم شاید به امید برگشتنش شایدم به عنوان اسیری که هنوز مجازاتش تموم نشده و همچنان باید تقاص پس بده ولی بازم دوسش دارم حتی حتی بعد از این همه رنج و سختی دوسش دارم و به امید گرمی دستاش که تو رویاهام بوده زندم اون بدی نداشت.این من بودم که لیاقتش رو نداشتم و از همین جا میخوام بهش بگم با تمام آرزوهای برآورده نشدم دوسش دارم و به یادشم foro0zan دیداری دوباره در کار خواهد بود؟ وداع آخرم با تو،وداعم با نفس هامه ببین! نزدیکه ویرون شم! رفیقم قلب تنهامه یه دریا تو چشام دارم،شبم سر ریزه بارونه بدون تو کسی جز من کنار من نمی مونه نه هم راهی که راهی شه،نه دستی که پناهی شه نه فانوسی که پایان هراس راهی شه چشام خیسن،خداحافظ! عزیز من!خداحافظ! دلم خونه،خداحافظ! پشیمونه،خداحافظ! شروع رفتنت بی من،شروع شعر اندوهه بدون بعد از تو یاد تو برام سنگین مثه کوهه! غزل سر در گمه بی تو، ترانه بوی غم داره دیگه دستای لرزونم تب دستاتو کم داره تموم عمره آوازم،دیگه خاموشه خاموشم نمی ری هرگز از یادم، من از یادت فراموشم! چشام خیسن،خداحافظ! عزیز من!خداحافظ! دلم خونه،خداحافظ! پشیمونه،خداحافظ! فروزان لعنت لعنت به من آگه یه بار دیگه تو رو نگا کنم لعنت به من اگه بازم اسم تو رو صدا کنم لعنت به دل اگه بازم ناز چشات و بکشه لعنت به دل اگه یه وقت خراب عشق تو بشه ای! عشق لعنتی!کابوس قیمتی! از تو چی مونده جز شعرای خط خطی؟ نفرین به تو که قلبمو کشوندی دنبال خودت تقدیرمو دزدیدیو انداختی تو فال خودت نفرین به تو که تو چشات جادوگرا قایم شدن قلبمو جادو کردی و سحر تو شد چشای من ای! عشق لعنتی!کابوسی قیمتی! از تو جی مونده جز شعرای خط خطی؟ لعنت به من اگه بهت بگم هنوز تو رو میخوام لعنت به من اگه بازم به دنبالت میام لعنت به من! لعنت به دل! لعنت به عشق و عاشقی! تو گفتی صادقی باهام! نگفتی آینه ی دقی! فروزان تولدت مبارک ....وتو بر نمی گردی! هق هق تلخمو بشنو توی کوچه های خلوت! این خود عشقه عزیزم!نه بهانس،نه یه عادت! قصه هامو به تو گفتم،اما چی ازت شنفتم؟ یه نفس هم نفسم باش!نذار از نفس بیفتم! گریه هام رو تو ندیدی،هرچی گفتم نشنیدی من کدوم عهد رو شکستم که از عشق من بریدی؟ وقتی نیستی لحظه هام رو با خیالت میگذرونم حتا تا آخر دنیا من برای تو میخونم وقتی نیستی حتا خورشید میشه مثل لحظه هام سرد با توام! آهای مسافر! با همین ترانه برگرد! فروزان یاد تو وقتی تو نیستی ؛ رنگ دریا را دوست ندارم، شب به پایان می رسد ، شب را نیز دوست ندارم؛ از لا به لای مریم های خفته با فانوسی کم سو راهی به سویت می جویم و تو نیستی، نیستی تا ببینی که چقدر امشب آسمان زیباتر است اما این آسمان را نیز دوست ندارم. سالهاست که از قاصدک خوش خبرم بی خبرم . شاید این بار او مرا دوست نداشت ، شاید این بار ، باری فزون تر در پیش داشت و ای کاش در لحظه ی سنگین وداع چشمهایش را به زمین می دوخت تا نمی توانستم از نگاهش تندیسی سازم از جنس پروانه های دشت خاطره. عقربه های زمان به کندی می گذرند ، شاید می خواهند فرصتم را دوچندان کنند،اما حتی یاسمن ها نیز این را می دانند که کاری از دست من ساخته نیست وتنها در کنج خلوت این اتاق ، من و ماندم و تجسم یک رؤیا ، من ماندم و اشک های التماس ، من ماندم و دست هایی به سوی آسمان بی کران هستی . صدایش می کنم و صدایی نمی شنوم ، کلامش را می خوانم و خوانده نمی شوم، به خاک می افتم و اعتنایی نمی بینم ، اما این بار قسمت می دهم به پاکی و قداست فرشتگانت، اگر گاهی اونی نبودم که می خواستی دریایی از ندامت و حسرتم را بپذیر. می بخشمت بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی...بخاطر تمام خنده هایی که به صورتم نشاندی، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی...بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...نمی بخشمت بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...بخاطر نمکی که بر زخمم گذاشتی...و می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی عروسکم تنها شدیم منو تو و بچه گیا هیشکی دیگه نیومده تا این موقع کنار ما عروسکم غصه نخور دنیای هرکی یه جوره قصه ی شانسو خوشحالی به دل ما نیومده عروسکم صورتتو با سیلی سرخ نگه بدار حرمت اشکو دلتو پیش دلا تو جا نذار عروسکم همبازیم فکرتو مشغولش نکن اون دو تا دست کوچیکو بی خودی تو خستش نکن عروسکم دنیا بده تو عشقتو نشون بکن مهمون این دو روزه ایم با خوبیات رنگش بکن چقدر سخته تو چشای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید وبه جاش یه زخم همیشگی رو قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای لبریز کینه و نفرت چی حس کنی که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته دلت بخواد سرتو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش همه ی وجودت له شده. چقدر سخته تو خیالت ساعت ها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچی به جز سلام نتونی بگی. چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری. چقدر سخته گل ارزوهاتو تو باغ دیگری ببینی و هزار بار تو خودت بشکنی و اون وقت آروم زیر لب بگی: گل من باغچه نو مبارک از: تهمینه جونم![]()
اما به قول یکی از دوستام باید این سرما خوردگی رو به فال نیک بگیرم
حالا بی خیال اینا. 
![]()
![]()
![]()
خب تموم شد.دعا کردم.![]()
شما چی؟؟![]()
![]()
![]()
سلام ای خنجر حرفای مردم
سلام ای آشنا با رنگ خونم
سلام ای دشمن زیبای جونم
بازم نامه می دم با سطر قرمز
آخه این بار شده من با تو هرگز
نمی خوام حالتو حتی بدونم
تعجب می کنی آره همونم
همونی که زمونی قلبشو باخت
همون که از تو یک بت ، یک خدا ساخت
همونی که برات هر لحظه می مرد
که ذکر نامتو بی جون نمی برد
همونم که می گفتم نازنینم
بمیرم اما اشکاتو نبینم
همون که دست تو ، مهر لباش بود
اگه زانو نمی زد غم باهاش بود
حالا آروم نشستم روی زانوم
ولی دیگه گذشت اون حرفا ، خانوم
تعجب می کنی آره عجیبه
می خوام دور شم ازت خیلی غریبه
با این نامردیات بازم باهاتم ؟
برات کافی نبود حتی جوونیم
تموم شد آره گم شد مهربونیم
دیگه هر چی کشیدم بسه دختر
نمی بینیم همو این خوبه ، بهتر
دیگه بسه برام هر چی کشیدم
فریبی بود که من از تو ندیدم ؟
دروغی هست نگفته مونده باشه ؟
کسی هست تو خیال تو نباشه ؟
عجب حتی دریغ از یک محبت
دریغ از یک سر سوزن صداقت
دریغ از یک نگاه عاشقونه
دریغ از یک سلام بی بهونه
نه نفرینت چرا ، این رسم ما نیست
اگر چه این چیزا درد شما نیست
گل بیتا چرا اخمات توهم شد؟
چیه توهین به ذات محترم شد ؟
دیگه کوتاه کنم با یک خدافظ
که عشق ما رسید به سد هرگز

عشق
| قالب رايگان وبلاگ پيجك دات نت |
